سلامخوبین یا بهترتر؟پریشب یک زن وشوهر عرب اومدن پت شاپ و با زبون عربی آدرس صرافی خواست.. گفت متوجه نمیشم رو برگه بنویس..بعد گفت کارت بانکی ایران چه شکلیه؟ گفتم صادرات ملی ملت و ...گفت متوجه نمیشم شکلشو ببینم.. چندبار خم شدم کارتو از کیفم بردارم ولی همش حس میکردم کلاهبردار باشه. شلوغی رو بهانه کردم و با دلخوری رفت!شب به غزل ماجرارو گفتم و بهش گفتم مامانی مواظب باش اینها اکثرشون یک حقه ای دارن هیچوقت پول و کارت بهشون نشون نده..فردا صبحش غزل از کلینیک زنگ زد که مامی دوباره جریان عرب هارو بگو! وقتی تعریف کردم گفت همونها رفتن مغازه کناری و هم یک عینک ده میلیونی دزدیدن و هم اینکه کارت همسایه رو عوض کرده و بعد هم سریع ۱۲ میلیون برداشت کرده.........جریان این بوده که بهوای خرید عینک میره مغازه بغلیمون و باز بهانه چنج پول میاره و می خواد مدل کارت طرفو ببینه.. همونجا سریع با کارت خودش عوض میکنه و بعدشم انقد صحبت کرده حواس عینکی پرت شده..تا عینکی به خودش بیاد عرب دزد رفته همون نزدیکا یک مغازه و قشنگ ۱۲ میلیون با کارت پلی استیشن خریده!!دیشب عینکیو دیدم فیلمو نشون داد که تو مغازه موقع خرید پلی استیشن قششششنگگگ فارسی صحبت می کرد بیشرف!!!!گفتم پلیس نرفتین؟ گفت چرا ولی فکر نکنمکاری کنن..خلاصه که خیلی مواظب این شگردها باشیم چون امنیت نداریم! تاريخ پنجشنبه بیستم اردیبهشت ۱۴۰۳سـاعت
12:57 نويسنده ونوس| |
برچسب:
نویسنده: حسین پاکدل
تاريخ: جمعه
28 ارديبهشت
1403 ساعت: 13:04